گربه ی ایرانی

خرید بک لینک
محصولات زنانه. محصولاتی را کشف کرده ام که در ایران ندیده ام. شاید فقط یکی اش را آن هم از داروخانه ها بشود تهیه کرد ولی مابقی؟ فکر نمی کنم. منظورم محصولات بهداشتی بانوان هست. در ایران تنها چند مدل نوار بهداشتی ایرانی و خارجی هست. انصافا واقعا هم نسبت به قدیم بهتر شده اند: نازک تر و استفاده ی راحت تر.بسته بندی های جداگانه که می توان یک عدد پد را در کیف حمل کرد و کاغذی که دور انداختنش را نیز تمیزتر می کند. یک مرضی هم هست که بیش تر سوپرها نوارهای بهداشتی را می گذارند در بالاترین قفسه. اگر بدو بدو و در موقعیت اورژانسی و غافلگیری(!) به سوپر بروی و یکی بخواهی، باید گربه ی ایرانی...

ما را در سایت گربه ی ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 10:16

قرار بود وقتی از پایان نامه م دفاع کردم برم برای خودم یه عالمه کتاب جایزه بخرم... می خواستم برم مرکز تبادل کتاب رو از نزدیک ببینم. اما در نهایت اون جا نرفتم، و رفتم نمایشگاه کتاب که خب همراه با دوستان خیلی جالب انگیز و خوب بود. می خواستم بعد از تموم شدن اجرا هم واسه خودم باز یه جایزه بخرم. هی دست دست کردم و نشد. بعدش تصمیم گرفتم به جاش برم آرایشگاه و یه عالمه برسم به خودم! از این اتفاقاتی که زیاد پیش نمیاد! خلاصه رفتم موهام رو رنگ کردم، روی تنم طراحی حنا کردم، برای اولین بار ناخن هام رو هم ژلیش کردم، و در آخر هم دادم یک تکه از موهام رو ببافند! این همه باهم حرک گربه ی ایرانی...

ما را در سایت گربه ی ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: به حساب خود رسیدگی کنید,به حساب خود برسید قبل از اینکه,به حساب خود رسیدگی کنید قبل از اینکه,به حساب خود برسید قبل از,به حساب خود رسیدگی کنید قبل,به حساب خود برسید قبل,حدیث به حساب خود رسیدگی کنید,حدیث به حساب خود برسید,انتقال وجه به حساب خود شخص,ورود به حساب جیمیل خود, نویسنده: بازدید: 48 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 18:57

پسر همسایه. خانه مان یک کوچه فاصله داشت و گاهی باهم از خانه ی عشقش بر می گشتیم. من دختری را که عاشقش بود می شناختم. او پسری را که آن زمان دوست داشتم نمی شناخت. طبیعی بود، آن پسرک با زشت ترین ابروهای دنیا، برای آن که مرا از سر خودش باز کند با دختری خوابید در اتاقی با در باز، فقط برای آن که من ببینم و دلم راحت تر بشکند که شکست.می گفتم. من عشق پسر همسایه را می شناختم. بارها باهم به دیدارش می رفتیم. من تماشا می کردم که هر بار دسته گل نرگسی می آورد برای او.و گاهی یادداشت عاشقانه ای. آن برق عاشقانه ی نگاه پسر همسایه را با نگاه بی فروغ معشوق احمق خودم مقایسه می کردم و گربه ی ایرانی...

ما را در سایت گربه ی ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: پسر همسایه,پسر همسایه جنیفر لوپز,پسر همسایه شبای تابستون,پسر همسایه فیلم,پسر همسایه الی,پسر همسایه دانلود,پسر همسایه دانلود اهنگ,پسر همسايه,پسر همسايه رو كردم,گل پسر همسایه, نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 18:57

از هیچ کس بیش تر از مردان چهل_پنجاه ساله ی مجرد بدم نمی آید. مخصوصا آن هایی که توهم هجده سالگی دارند.البته زنان پنجاه ساله ای که توهم هجده سالگی دارند هم روی مخ اند. اما نوع این روی مخ بودنشان باهم فرق دارد. زنان پنجاه ساله ای که چهل سال درد ماهانه شدن و زایمان و زحمت منزل را کشیدن بر صورتشان خط انداخته کجا، و مردان متوهم کجا!! آری مردان چهل_ پنجاه ساله ی مجرد را دوست ندارم. مخصوصا آن هایی که احساس خوشتیپی می کنند. زنجیر به گردن می آویزند یا مطابق مد جوانان لباس می پوشند.از آشپزی دستور پخت یکی دو غذا را می دانند. احتمالا لازانیا و یک سالاد مخلوط و صد البته نح گربه ی ایرانی...

ما را در سایت گربه ی ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: مرد چهل ساله,مرد چهل ساله مجرد,روانشناسی مرد چهل ساله,مردان چهل ساله,فیلم مرد چهل ساله,عشق مرد چهل ساله,عکس مرد چهل ساله,خصوصیات مرد چهل ساله,خصوصیات مردان چهل ساله,روانشناسی مردان چهل ساله, نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 18:57

من هم می خواستم ناممان را بر قفلی بنویسم. قفل را بزنم به آن میله ای که نمی خواهم نامش را ببرم و بگویم کجاست. چون آن جا قرار بود جای قفل من و تو باشد. میمیرم اگر پایم به آن جا برسد و ببینم به جای قفل ما، ده جفت قفل دیگر وجود دارد و همه اسمی رویشان هست جز نام من و تو. بهت نگفتم، نگفتم برویم قفل بخریم و دخیل عاشقانه ای ببندیم. نگفتم و نرفتیم. می دانستم نمی شود. و میمردم اگر چند سال بعد از آن محل عبور می کردم و قطعا چشمم به قفلمان می افتاد و می دیدم که نام تو هست و خودت نیستی.حال نه قفلی هست و نه خودت. نشد. و من هر ازگاهی این ور و آن ور قفل ها را می بینم و دعا می کنم همه گربه ی ایرانی...

ما را در سایت گربه ی ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 24 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 18:57

این یک اعتراف نیست، یک واقعیته! من عاشق لباس خواب های توری هستم! خیلی هم خوبه! اصولا هرکی عاشق یه چیزیه و اگه پول دستش باشه دوست داره همش از همون چیز بخره. بعضیا شش کیلو لوازم آرایش دارند، بعضی ها چهارتا کمد کفش!! بعضی ها هم فقط کتاب (چه فرهنگی). مادر من فقط کیف دوست داره و پدرم صد مدل دیکشنری و اطلس جغرافیایی. اصلا با خودم نمی برمشون مغازه وگرنه مادرم باز هم از یک کیف تازه خوشش میاد و پدرجان چندمین نقشه ی تهران و ایران و یک دیکشنری دیگه می زنه زیر بغلش . من که هرگز پسرداییم رو ندیده م - اون ور آبند- ولی شنیده م اون هم پنجاه تا عروسک مردعنکبوتی داره و اگه ببینه گربه ی ایرانی...

ما را در سایت گربه ی ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 18:57

بچه. لحظاتی هست که به طرزی بسیار قوی- بسیار قوی- احساس می کنم که باید مادر می شدم. باید چند سال پیش ازدواج می کردم و حالا باید باردار می بودم. شاید تغییرات هورمونی باشه، نمی دونم. حتی یک ذره هم زندگیم شبیه نیست به زنی که زندگی و خانواده ی مستقل خودش رو داره و حالا به مرحله ی مادر شدن می رسه. پس چرا باید چنین حسی داشته باشم؟ نمی دونم. فقط هی به خودم میام، و می بینم که دارم قیمت یک لباس بچه رو می خونم. که دارم دست می کشم به تخت نوزادی که برای دکوراسیون گذاشته شده در بخش لوازم بچه یک فروشگاه بزرگ. که دارم با دقت به قاشق و چنگال های کودک نگاه می کنم. که دارم یک خرس ت گربه ی ایرانی...

ما را در سایت گربه ی ایرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 39 تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 18:57

صفحه بندی